سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی




   

( شهرداری ، ایده های مفید شهروندان را از آن ها خریداری خواهد کرد ) !

شهرداری – اتاق دریافت ایده و پیشنهادات همشهریان :

کارمند شهرداری : بفرمایید قربان ، چه کمکی از دست من بر میاد ؟!       

شهروند : راست میگن که شهرداری در قبال پیشنهادات و ایده های سازنده و مفید شهروندان در مورد بخش های مختلف  شهر ، به اونها پاداش نقدی اهدا می کنه ؟!        

کارمند شهرداری : بله که درسته ، مگه شما پیشنهادی دارید ؟!

شهروند : خوب حالا که مطمئن شدم پای پول وسطه بله که دارم ، خوبشم دارم ! من چند تا طرح و ایده دارم ، توپ ، تپل ، همچین که که اجرا بشه شهرمون میشه گلستون ، ایده هایی که تا حالا به ذهن هیچ بنی بشری نرسیده !   

کارمند شهرداری : خوب بفرمایید ، من سراپا گوشم !

شهروند :

? – برای کاهش بار ترافیک و تسهیل در حمل و نقل عمومی شهر ، منوریل رو راه اندازی کنید !

? – برای کاهش آلودگی هوای شهر ، پارک ها و فضاهای سبز رو ??برابر کنید !

? – برای خوشحال کردن و افزایش نشاط مردم ، دیگه از اونها عوارض نوسازی و مالیات نگیرید !

کارمند شهرداری : تموم شد ؟! چه پیشنهادات خوب و سازنده ای ! واقعا به شما و این ذهن خلاقتون تبریک میگم ! این ایده ها به عقل جن بوداده هم نمی رسید ! خوب کار دیگه ای هم دارید که هنوز عین کنه چسپیدید به میز من ؟!

شهروند : نه دیگه ، پولم رو بدید که می خوام برم !

کارمند شهرداری : آها ، داشت یادم می رفت ، شما لطف کنید برید امور مالی تا پاداشتون نقدا پرداخت بشه ، منم الان با امور مالی تماس می گیرم و هماهنگ می کنم !   

امور مالی :

صندوقدار : سلام شهروند عزیز و فهیم ، بنده در جریان ایده های خلاق شما قرار گرفتم ، الان مبلغ پاداش شما رو محاسبه می کنم . " تق تق شترق توق تیریق تی تق تق " ( صدای چرتکه انداختن صندوقدار ) خوب ، شما یک ایده قطار شهری داشتید ?? هزار تومن ، یک پارک و فضای سبز داشتید با درخت اضافه اونم به عبارتی میشه ?? هزار تومن ، عوارض نوسازی و مالیاتتونم چون شمایی ?? هزارش می کنم که ناراضی از این در نری بیرون ! حساب شما جمعا میشه ??? هزار تومن که ???? هم من از جیب خودم میزارم بالاش تا بشه ??? هزار ! حالا نقد بدم یا شماره حساب میدید بریزم به حسابتون  ؟!

شهروند : آقا خیلی مخلصیم ، نوکرتم داداش ، نقد بده که خدا هم حاجاتتو نقدی بده ایشاا... !   

صندوقدار : فقط یک چیز دیگه ، یک لحظه صبر کنید ، " تیک تیک چیک تیک چیک چیک تیک " ( صدای حساب کردن با ماشین حساب مهندسی ) خوب ایده و پیشنهادات شما تا چند روز آتی عملی خواهد شد منتها عملی کردن پیشنهاد منوریل ، حدودا ?? میلیارد تومن برامون خرج ور می داره ، پارک و فضای سبزم رو هم دیگه یه چیزی تو مایه های ? میلیارد هزینش میشه ، عوارض و مالیاتم چون شمایی ، فعلا همون ?? میلیارد !

جمعا میشه ?? میلیارد تومن که با احتساب ??? هزار طلبتون از ما ، به عبارتی شما ???????????تومن بدهکار میشید ! حالا نقد می دید یا چک با ضامن معتبر ؟!

ای بابا ، چی شد آقا ؟! چرا رنگت شد عینهو میت ؟! واسه چی دست و پات رفت رو ویبره ؟! اِ ،کجا داری در میری ؟! بگیریدش ! حراست بگیرش ، نذارید در بره !!!

این مطلب کپی در کپی است ( فکرش رو بکن )

مثل اینکه اصلش در ماهنامه طنز ( ستون آزاد ) چاپ شده



نویسنده » حدیث » ساعت 5:43 عصر روز سه شنبه 87 اسفند 20

سوال این است که چه رابطه ای بین حفظ و نگهداشت آثار باستانی و فرهنگ وجود دارد. آیا فقط این آثار جنبه ی گردشگری و درآمد زایی دارند . آیا به عنوان آثار ملی یا جهانی باید از آنها نگهداری کرد؟ یعنی هیچ رابطه ای بین این آثار و فرهنگ وجود ندارد! به دنبال چه هستیم ؟ تیپ ؟ مد روز ؟ هویت ملی ؟ فرهنگ ایرانی؟ یا ....؟
برای روشن شدن این مطلب دوستان زیادی نظرات خود را بیان کردند اما دریغ که هیچ کدام به این سوال پاسخ نداند، هر چند که پاسخ همه از روی حس وطن دوستی بود اما نتوانستند ارتباطی بین این دو بیان کنند ، آنچنان که شایسته و بایسته ی این هر دو باشد.
برای ارائه یافته هایم باید با چند مثال اغاز کنم و چند پیش فرض را بیان کنم. امروزه ساخته های بشری خواسته یا ناخواسته تاثیری شگرف بر فرهنگ روزمره ی ما دارند . ( تا انجا که می توانم سعی دارم از زیاده گویی بپرهیزم). این امری یقینی جلوه می کند . از ساخته های بشری می توان به وسایل ارتباط جمعی اشاره نمود که تاثیری شگرف بر فرهنگ بشری گذاشته است .ولی این نکته چه ارتباطی با بحث ما دارد!؟ در حوزه مردم شناسی امری که بسیار حائز اهمیت است ، یافتن کوچکترین ارتباط بین دو گزاره به ظاهر غیر مرتبط می باشد. در انسان شناسی فرا می گیریم که از کنار انچه به ظاهر متعارف و طبیعی جلوه می کند نگذریم بلکه ان را بیشتر کنکاش کنیم.
این نکته را برای این می گویم که شاید برای مثال سختار منازل، معماری ساختمان، مواد به کار رفته در آن ، تعداد پنجره ها، عرض کوچه ، ارتفاع پنجره از زمین، در، ساختمان در، شکل و معماری داخل خانه، وسایل مورد استفاده و بسیاری مسائل از این دست برای ما طبیعی جلوه کند و از کنار ان به سادگی بگذریم. ولی همه و همه اینها نقاط پنهانی از فرهنگ ما را عیان می کند. اگر ???? سال دیگر بگذرد و در ان زمان دو معماری به فاصله های ??? سال کشف شود با قبول این امر که به صورت کتبی یا شفاهی چیزی به انها نرسیده باشد ، و یک از دو معماری به سبک مدرن باشد و دیگری پست مدرن برای ذهن انسان کاوشگر این سوال پدید می اید که چرایی تفاوت این دو را کشف کند.
این مثال را از این جهت گفتم که ما نیز برای یافتن فرهنگ گذشتگان در نهایت به یک چنین مقولاتی برخورد خواهیم کرد. قبلا نیز گفتم بیایید یک اثر مادی در حال حاضر را در نشر بگیرید و فرض را بر ان بگذارید که سالیان درازی گذشته است. این اثر تاریخی چه تاثیری بر فرهنگ گذاشته است و در سیر امتدادی فرهنگ چگونه جلوه گر شده است. بله ، یکی از راههای رسیدن به جواب در نظر گرفتن آثار مادی امروزی و یافتن ارتباط آن با فرهنگ است ، خواهی نخواهی فرهنگ یک امر پیوسته است و این ارتباط از گذشته تا به حال و آینده ادامه دارد.
پس با توجه به این مسائل در وهله اول می توان ارتباط اثار تاریخی را با فرهنگ زمانه خودش پیدا کرد که البته این امری بدیهی می نماید که من سعی در اثبات ان نمودم. از فرهنگ گذشتگان ما چیزی به یادگار نمانده ، هر چند که فرهنگ امروزی ما در امتداد فرهنگ چند هزار ساله ی این مرز و بوم است.

ادامه مطلب...


نویسنده » حدیث » ساعت 10:15 صبح روز پنج شنبه 87 اسفند 15

سکونت در "شهر" آثاری بر زندگی فردی و جمعی انسان‌ها می‌گذارد که از حدود دو قرن پیش تاکنون، موضوع تأمل اندیشمندان اجتماعی بوده است. چند وجهی بودن این اثرات و نیز فرایندها و جریانات موجود در درون اجتماعات شهری، متفکران بسیاری را از علوم مختلف به خود مشغول داشته است.
جامعه‌شناسی شهری از جمله شاخه‌های معرفتی است که صرفاً و اختصاصاً "شهر" را بعنوان یک "محیط مخلوق" و به عنوان یک "محصول اجتماعی"، کانون توجه و مطالعه? خود قرار می‌دهد.
از منظر این علم، "شهرنشینی" مرحله? گذار از اجتماع مبتنی بر علقه‌های خونی به جامعه? سازمان یافته مبتنی بر قراردادهاست. شهر تولیدکننده? فرهنگ است. چون محیط شهری شیوه‌های خاصی از زیستن، کارکردن، رابطه برقرار کردن و مصرف کردن را بر ساکنانش عرضه می‌کند. از این رو جامعه‌شناسی شهری پاسخ دهی به پرسش‌هایی را وظیفه خود می‌داند که برخی از آنها چنین‌اند:
? رشد و توسعه? شهرها تابع چه متغیرهایی است و آیا گسترش شهرها از الگوی واحدی تبعیت می‌کند؟
? عناصر بنیادی سازمان شهر کدامند؟ و این عناصر چگونه تحت تأثیر رفتار کنشگران تغییر می‌کند؟
? صورت‌های فضایی متفاوت چه تأثیری بر انسجام گروه‌های اجتماعی ساکنان شهر دارد؟
? فضاهای شهری و عناصر بنیادین آن چگونه مایه? تحکیم یا تضعیف روابط گروه‌های اجتماعی ساکن در شهر می‌شوند؟
? چه رابطه‌ای میان خصوصیات یک شهر به لحاظ کالبدی و اقتصادی (شیوه? تولید) و طبایع افراد ساکن در آن وجود دارد؟
? شهرها را چگونه می‌توان اداره کرد به گونه‌ای که هم منافع جمعی و هم در عین حال منافع فردی ساکنانش توأمان تأمین شوند؟
? سازمان قدرت در شهرها چگونه است و کدام گروه‌های اجتماعی سیادت دارند؟
نباید از یاد بُرد که "فقر شهری" و نابسامانی‌های ناشی از کجروی و وقوع انواع جرائم در شهرها بود که نخستین دستمایه‌های مطالعات جامعه‌شناسی را فراهم ساخت. اما این علم بمرور، مسائل و موضوعات پیچیده‌تری را مورد تحلیل قرار داد که همگی بر محور زندگی شهری استوارند. مسائل و موضوعاتی چون جنبش‌های شهری، هویت شهروندی، وجود و گسترش مناطق جرم، مشارکت شهروندان و نهایتاً حکمرانی شهری از جمله مسائل متأخر در این علم‌اند.
برای تبیین مسائل پیش گفته، رویکردهای نظری متعددی ارائه شده‌اند که هر کدام جنبه‌هایی از واقعیت زندگی شهری را پوشش می‌دهند. دو رویکرد عمده در جامعه‌شناسی شهری کلاسیک وجود دارند که به اجمال می‌توان آن‌ها را چنین معرفی کرد:
?) رویکرد بوم شناختی در جامعه‌شناسی شهری بر این پایه است که شهرها بطور اتفاقی رشد نمی‌کنند بلکه در واکنش به ویژگی‌های مساعد محیط و بر مبنای سه فرایند مهم رقابت، تهاجم و جانشینی گسترش می‌یابند.
صاحبان این دیدگاه معتقدند، استقرار سکونتگاه‌های بزرگ شهری و توزیع انواع مختلف محلات در شهرها بر پایه? اصول مشابهی قابل درک است. بعبارت دیگر الگوی واحدی برای رشد و تحول شهرها وجود دارد.
اشکال چنین دیدگاهی آن است که به اهمیت طرح و برنامه‌ریزی آگاهانه در سازماندهی شهر، کمتر توجه شده و توسعه شهری را بعنوان یک فرایند طبیعی در نظر می‌گیرد.
?) رویکرد دیگری در مطالعات جامعه‌شناسی شهری وجود دارد که بر طبق آن به شهرنشینی بعنوان یک شیوه? زندگی اجتماعی تأکید شده است. براساس این دیدگاه، زندگی در شهر، اثراتی بر روابط اجتماعی می‌گذارد. مثلاً در شهر، روابط بی‌نام، سطحی، ناپایدار، سودجویانه و عقلانی است.
دیدگاه‌های فرهنگ‌گرایانه به "پدیده? شهر" در تداوم چنین رویکردی امروزه بوجود آمده‌اند که شهر را بعنوان یک «سامانه? اخلاقی» تعریف می‌کنند. در این دیدگاه‌ها، شهرها محیط‌های ناهمگنی از خرده فرهنگ‌ها تلقی می‌شوند که یک مدیریت شهری کارآمد می‌بایست به ایجاد تعادل و توازن و انتظام‌بخشی به چنین اجتماعی بیندیشد و کوشش کند.
بر این اساس به نظر می‌رسد گام نخست در اداره? مقتدرانه و هوشمندانه? یک شهر آن است که اجتماعات شهری را بر مبنای کارکردهایشان گونه‌شناسی کنیم. باید دانست نقطه ثقل حیات یک شهر چیست؟
شهر های بزرگ با مسائل پیچیده‌ای روبروهستند که در درجه? اول، شناخت عالمانه? آنها از وظایف جامعه‌شناس شهری است.
در قلمرو این مسائل می‌توان به گسترش بی‌‌رویه? مناطق حاشیه‌نشین شهر اشاره کرد که کانون‌های بالقوه برای ناهنجاریهای اجتماعی فراهم کرده است. به دنبال چنین رشد بی‌رویه‌ای، "جدایی گزینی فضایی" اتفاق افتاده است به این معنا که تفاوت و تبعیض در ارائه خدمات عمومی به ساکنان شهر و توزیع ناعادلانه? امکانات رفاهی و تجهیزات شهری در مناطق مختلف شهر به چشم می‌خورد. چنین شرایطی، نارضایتی های عمومی را پدید خواهد آورد.
مدیریت شهری عقلانی می‌باید به تنوع خرده فرهنگ‌ها در شهر توجه نشان دهد و موضوع همجواری قومی، طبقاتی و مذهبی و چالش‌های احتمالی ناشی از آن را نباید از نظر دور بدارد.
علاوه بر این‌ها موضوعاتی چون ارتباط در شهر، کیفیت فضاهای عمومی، کیفیت مداخله? شهرنشینان در اداره?‌ امور شهر و محله از جمله موارد مورد اعتنا در حیطه? دانش جامعه‌شناسی شهری خواهند بود.

 

  منبع : نور پرتال



نویسنده » حدیث » ساعت 9:37 صبح روز چهارشنبه 87 بهمن 30

مطمئنا همه ما جمله شهر ما خانه ما را شنیده ایم. البته این جمله بیشتر روی سطل های زباله نوشته می شود ولی در شهر ما که پیدا کردن یک سطل زباله هم در آن، تلاش زیادی می خواهد باید این جمله را روی در و دیوار جستجو کرد.
شهر ما خانه ماست. ولی آیا ما در خانه هم زباله ها را وسط منزلمان میریزیم؟! یعنی همان کاری که متاسفانه بعضی شهروندان می کنند و زباله شان را در وسط خیابان میریزند. شهر ما خانه ماست ولی آیا ما حیاط خانه هایمان را با آب جوب می شوییم؟! همان کاری که بعضی از مغازه داران با سلیقه می کنند و مقابل مغازه شان را با آب آلوده جوبها شستشو می دهند. البته شاید برایتان جالب باشد اگر به شما بگویم که ما همسایه ای داریم که هر شب بطور منظم ساعت 10 شب شروع به شستن کوچه هم با آب جوب می کند!!!

بله! شهر ما خانه ماست البته یک شهر در ابعادی بزرگتر. ولی متاسفانه هیچ یک از ما شهروندان نمیدانیم که چطور باید در این خانه بزرگ زندگی کنیم. مسبب بیشتر مشکلات مربوط به آلودگی شهر را کوتاهی های شهرداری و عدم توجه شورای شهر به مسئله پاکیزگی شهر میدانیم. هر چند که کوتاهی های شهرداری هم قابل انکار نیست ولی ما از آنها مسئول تریم. اگر نمی توانیم آنها را مجبور به انجام برخی از وظایفشان بکنیم ولی آیا در مورد رفتار و اعمال خودمان هم نمی توانیم تجدید نظر کرده و کمی بهتر عمل کنیم؟

شهرهای کوچکی مثل شهر ما به دلیل نداشتن طرح مکانیزه جمع آوری زباله به اندازه کافی مشکلات دارند که از آن جمله میتوان به پخش زباله در مقابل منازل، سطح کوچه و خیابان‌ها، امکان دسترسی زباله برای جانوران ، سختی شرایط جمع آوری زباله برای نیروی انسانی، ، نشت شیرابه از خودروها و آلودگی معابر، عدم امکان تفکیک زباله از مبدا، عملیات انسانی در شرایط غیر بهداشتی، و ... اشاره کرد. حال که ما از این لحاظ به اندازه کافی مشکلات داریم، بیایید لااقل خودمان با اعمالمان به این مشکلات دامن نزنیم.
ساختن شهری زیبا و پاکیزه زیاد هم دشوار نیست فقط کمی همت میخواهد. کارهای به ظاهر ساده ی ما می تواند شهرمان را متحول کند. فقط کافیست که فرهنگ شهروندی و شهرنشینی بین مردم ترویج پیدا کند.
سالم سازی را باید خود مردم بپذیرند و خود راههای سالم سازی را کشف کنند. محور شهر سالم انسان سالم است. اگر شهروندان به طورمستمر و جدی درحفظ فضاهای عمومی شهر به خصوص حفظ پاکیزگی شهر نکوشند، به طورقطع هیچ مدیریت شهری ای هم نمی تواند در ارائه خدمات موفق باشد.
یادمان نرود که شهر خوب یافتنی نیست بلکه ساختنی است.

 منبع : پایگاه اطلاع رسانی میانه



نویسنده » حدیث » ساعت 12:34 عصر روز سه شنبه 87 بهمن 29

گاهی به نظر می‌رسد اخلاق شهروندی وجود ندارد. شاید هم بهتر باشد بگوییم اخلاق ما شهروندانه نیست؛ یعنی نمی‌توانیم بپذیریم چهاردیواری، زمانی اختیاری است که دیوار به چهاردیواری دیگر نداشته باشد. فقط شنیده‌ایم «چهاردیواری، اختیاری» حال آن‌که وقتی آدم‌ها می‌آیند و چهاردیواری خود را کنار هم بنا می‌کنند. به ازای منافعی که از این همنشینی نصیب آنها می‌شود، لزوماً باید هزینه‌ای بپردازند؛ هزینه‌ای از جنس همه چیز را برای خود خواستن و آزادی نام نهادن. یعنی دیگر نمی‌توانند در خانه خود هر کار می‌خواهند انجام دهند، «دام» داشته باشند و صدای «دام درام دیدام» پخش آنها به آسمان برود و هر بوی نامطبوعی به راه بیندازند و... بگویند آزادی و چهاردیواری اختیاری است. اگر کسی می‌خواهد هر کاری را دل‌بخواهی انجام دهد، باید به‌تنهایی در بیابان خانه‌ای بسازد که تا فرسنگ‌ها، دیواری کنار دیوار خانه‌اش قد نکشد، آن‌وقت می‌تواند اختیار چهاردیواری خود را دربست در اختیار داشته باشد. تازه آنجا هم حق ندارد محیط زیست را آلوده کند پس باید نگاه خود را عوض کند. این نگاه خودبین و خودنگر را که هیچ چیز و هیچ‌کس را نمی‌بیند... حالا تصور کنید دیگران هم همین نگاه را داشته باشند و همین اخلاق و روش را آیا اصلاً شهری شکل می‌گیرد که ما شهروندش باشیم، آیا شهر شکل‌یافته و صاحب تمدن و هویت، با این رویکرد درهم نمی‌ریزد؛ حالا از این منظر به آنچه اطراف‌مان می‌گذرد نگاه کنیم و همسایه خود را براساس معیار رعایت حقوق شهروندی بسنجیم، به او چه نمره‌ای می‌دهیم نمره خود ما چند می‌شود، در عیار نقد منصفانه راستی وقتی از بوق زدن ممتد یک راننده در خیابان و صدای ضبط در خانه بغلی عاصی می‌شویم، خود در پی مقابله به‌مثل برنمی‌آییم یا در عالم بی‌خبری یا غفلت خود همان کار را که از دیگران زشت می‌پنداریم، مرتکب نمی‌شدیم باز اجازه بدهید سری به خیابان‌ها بزنیم، آنجا که گاه یک مغازه 4×3 می‌شود کارگاه تعمیر خودرو! خوب طبیعی است که در این مغازه، جز ابزار کار جا نمی‌گیرد و باید کار تعمیر خودروها را به خیابان کشاند و «معبر عام» را به «تعمیرگاه خاص» تبدیل کرد و حقوق شهروندان را زیر لاستیک خودروها گذاشت نمایشگاه اتومبیل هم یک دفتر است و «نمایشگاه» در حقیقت همان خیابان است و عرصه عمومی! آژانس‌های تاکسی‌تلفنی هم از همین قبیل ماجراها دارند با حق مالکیت در خیابان که به دیگران اجازه پارک نمی‌دهند و... حالا به ساخت‌وسازها توجه کنید. چقدر حق همسایه رعایت می‌شود هم در بلندمرتبه‌سازی و گرفتن فضای تنفس و نور خانه همسایه هم در مزاحمت‌های جورواجور دیگر، آیا باز هم معتقدیم، اخلاق شهروندی را رعایت می‌کنیم. حالا این آموزه دینی را از کلام معصوم معیار سنجش اعمال خود قرار دهیم که می‌فرماید «آنچه برای خود نمی‌پسندی برای دیگران هم مپسند» و باز ببینیم که اگر آنچه برای خود نمی‌پسندیم و آن را در حق همسایه و همشهری خود هم روا نداریم سپس ببینیم، شهر چقدر زیبا می‌شود! پس هی به دستگاه‌های قانونی پلیس و قاضی و... دخیل نبندیم، خود نگهبان قانون و قاضی رفتار خود باشیم. ما معتقدیم پلیس و قاضی و قانون در بهترین شکل، نقش زنجیر و حایل را دارند که حداکثر تا جایی که وجود دارد می‌تواند ما را هم از رفتن به مسیر مخالف بازدارند، اما پایان زنجیر و حایل، پایان رعایت قانون هم خواهد بود، اما اگر اخلاق حاکمیت داشته باشد، همه طول جاده را با رعایت قانون طی خواهیم کرد. چنان‌که در عبور از خیابان شاهدیم که خط ما را از عبور باز نمی‌دارد، بلوک می‌گذارند، بلوک هم چاره کار نمی‌شود، زنجیر و نرده می‌گذارند و... اما ما نرده‌ها را می‌شکنیم، بلوکه‌ها را جابه‌جا می‌کنیم، زنجیر را هم رد می‌کنیم و... اینها هر کدام یک بازنگهدارنده قانون است که نادیده گرفته می‌شود اما فقط اخلاق‌گرایان هستند که قانون را رعایت می‌کنند.

 

 منبع : تحلیل روز



نویسنده » حدیث » ساعت 4:36 عصر روز دوشنبه 87 بهمن 28

   1   2   3      >